الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
101
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
خضوع در برابر احكام خدا ، خضوع براى خدا و پرستش خدا است و خضوع در برابر نظامهايى كه مصدر آن خدا نيست ؛ پرستش غير خدا و قبول استعباد است . هركس براى خودش حقّ قانونگذارى و جعل احكام قائل باشد ، خود را شريك در افعال مخصوص به خدا دانسته است و هر بشرى كه براى بشر ديگر به چنين حقّى اعتراف كند ، حقّ مقام الوهيت و خدايى را براى او اعتراف نموده و بندگى خود را نسبت به او پذيرفته است . حكومت الهى اسلام مىخواهد حاكم بر مردم ، خدا و احكام خدا باشد و با تمام مظاهر شرك ، كه در آن روزگار در ايران و روم و نقاط ديگر به صورتهاى متعدد و با اسم احترام از زمامداران انجام مىشد ، مبارزه كرد و اولياى اسلام مانند على عليه السلام به مردم نشان دادند : آن تشريفاتى كه در دوران جاهليت در دربارهاى روم و ايران مرسوم بود ، همه خلاف روح خداپرستى بوده و تحقير مقام انسانيت افراد است . و زمامدارى مثل على عليه السلام ، كه تمام نواحى وجودش عظمت واقعى بشرى بود ، شخصاً به كارها رسيدگى مىكرد و براى فقرا آرد و نان و خرما مىبرد و از اينكه مردم براى او تشريفات قائل شوند و به رسم دوران جاهليت رفتار كنند ، به شدّت منع مىكرد ، و با لباس كهنه و وصله زده بين مردم آمد و شد داشت و خودش به بازار رفته و آنچه را لازم بود ، مىخريد و منزل مىآورد . اين شدّت و اهتمام اولياى دين براى اين بود كه كسى خود را صاحب جامعه و حاكم بر تعيين سرنوشت كسى نشناسد و همه در حكومت خدا و منطقه نفوذ